برچسب:
نویسنده: مریم خوشنام
برچسب:
نویسنده: مریم خوشنام
برچسب:
نویسنده: مریم خوشنام
برچسب:
نویسنده: مریم خوشنام
وختی یکی ازم میپرسه رشته ات چیه؟!
وختی یکی ازم میپرسه تا حالا عاشق شدی؟!
وختی یکی ازم میپرسه این عکس رو خودت گرفتی؟!
وختی یکی ازم میپرسه اسم کِرِم ات چیه؟!
وختی یکی ازم میپرسه ادرس وبت چیه؟!
وختی ........
در همه ی این وختی ها دلم میخواد صاحب سوال رو به "فــــــــــــ" بدم!![]()
برچسب:
نویسنده: مریم خوشنام
برچسب:
نویسنده: مریم خوشنام
برچسب:
نویسنده: مریم خوشنام
برچسب:
نویسنده: مریم خوشنام
سلام!این پست دقیقا وقتی داره نوشته میشه که من گیجم و همین طور وقتی داره خونده میشه که شما گیجید آشنا شدن با بچه غول بلاگستان یه مدت بیشتر طول نمیکشه
پ-ن:|
برچسب:
نویسنده: مریم خوشنام
روزی عابدی سبک مغز از کوچه ای میگذشت،که بوی نان بینی عابد را به «ف» داد!
درب منزل مربوطه را کوبید
پسرک شیطان مضحک در باز کرد شیخ پرسید:عایا بوی نان تازه از طویله ی شما می آید؟
پسرک در حالی که تا آرنج دست در دماغ داشت فرمود:ای خشتک پاره متعفن خدا روزیت را جای دگر حواله کند
و محکم درب را بست
شیخ که ضایع گشته و حالش پتال شده بود،جامه دریدندندی و سر به کوه و بیایان گذاشتندندی
:|
برچسب:
نویسنده: مریم خوشنام
حس خوبی دارم...
مثل خوب شدن بعد از سرماخوردگی... مثل آشتی کردن بعدازیک قهر طولانی...
مثل تشنگی بعد از سیراب شدن... برای هر دردی درمانی است که فکرکنم بعد ازمدتی سختی به آرامش رسیدم
آرامشی که سعی دارم خرابش نکنم:))
#بچه غول
برچسب: این روز ها,این روز ها میگذرد,این روز ها اینگونه ام,این روز ها که میگذرد,این روز های متاهلی,این روز ها حالم خوب نیست,این روز ها هم میگذرد,این روز های من,این روز ها هم میگذره,این روز ها سخت میگذرد,
نویسنده: مریم خوشنام